اقبال يغمايى ( گردآورنده )

10

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

ملت ، و ثروت دولت بر سه چيز است : اول زراعت ؛ دوم صناعت ؛ سوم تجارت . چون اين سه چيز در مملكتى ترقى كند ملت و دولت را سعادت قرين ، و اقبال همنشين باشد . و اگر اندكى تعمق كنيم خواهيم دانست كه اين سه چيز خيلى مقدس است و حرمت صاحبان آن بر هرفردى از افراد ملت واجب و بر دولت لازم است تا مىتواند ايشان را تشويق و ترغيب نمايد تا دايرهء اين سه شغل وسعت گيرد ، و مملكت آباد گردد . . . « امروز غالب خرابيهاى ما به واسطهء نبودن شمن دوفر است . اگر شمن دوفر ( راه‌آهن ) مىداشتيم خيلى اصلاحات در كارمان مىشد ، و هرگز اهالى ايران گرفتار چنين گرانى و قحطى نمىشدند و مايحتاجشان به اين درجه گران نمىبود . مرد بايد در زندگى رهين منت احدى از خارجه نشود . چگونه مسلمان غيور كه صاحب فتوت و مردى مىباشد قبول ننگ احتياج و منت از اجنبى مىكند و متحمل اين‌بار سنگين مىشود . . . « پس بر هرفردى از افراد انسان واجب بود كه معاشرت و مخالفت ابناء نوع خود كند بر وجه تعادل ؛ و الا از قاعدهء عدالت منحرف گشته باشد ؛ و چون تأليف اهل عالم بر اين نوع تقدير كرده‌اند ، كسانى كه از تأليف بيرون شوند و به انفراد و وحدت ميل كنند از اين فضيلت بىبهره مانند . و از اين طايفه بهرى اين فعل را فضيلتى شمرند مانند جماعتى كه به ملازمت صوامع ، و نزول در شكاف كوه‌ها منفرد باشند ، و آن را زهد از دنيا نام نهند ؛ و طايفه‌اى كه مترصد معاونت خلق بنشينند و طريق اعانت به كلى مسدود گردانند ، و آن را توكل نام نهند ؛ و گروهى كه بر سبيل سياحت از شهرها به شهرها مىروند ، و به هيچ موضع مقامى و اختلاطى كه مقتضى مؤانستى بود نكنند ، و گويند از حال عالم اعتبار مىگيريم ، و آن را فضيلتى دانند . . . چه اين قوم و امثال ايشان ارزاقى كه ديگران به تعاون كسب كرده‌اند استعمال مى كنند و در عوض و مجازات ، هيچ بديشان نمىدهند . غذاى ايشان مىخورند و لباس ايشان مىپوشند و بهاى آن نمىگذارند ؛ و از آنچه مستدعى نظام و كمال نوع انسان